از عراق تا سوریه
هر چند درز اطلاعات هستهای کشورها از آژانس چیز تازهای نیست ولی نکته مهم این است که نشت اطلاعات در بیشتر موارد برای کشورهایی که اطلاعات هستهایشان درست یا غلط به بیرون درز کرده، هزینههای گزافی داشته است. دیویدکی رئیس سابق بازرسان هستهای و تسلیحاتی سازمان ملل و آژانس در سازمان ملل اواخر دهه 1990 متهم شد که اطلاعات نظامی عراق را به سازمانهای اطلاعاتی غرب، به خصوص سیا ارائه میکند. اطلاعاتی که او از برنامههای هستهای عراق به امریکاییها ارائه میکرد، به قدری اثرگذار بود که برخی این اطلاعات را یکی از عوامل اصلی حمله امریکا به عراق در سال 2003 میدانند، حملهای که باعث سقوط صدام شد و البته امریکاییها اثری از فعالیت هستهای یا سلاح هستهای در عراق پیدا نکردند! یک مورد دیگر، حمله مشکوک اسرائیلیها به سوریه است. در سال 2007هواپیماهای اسرائیلی به طور غیر منتظرهای منطقه دیرالزور در سوریه را هدف حمله قرار دادند. تا چند هفته بعد از این حمله اصلاً معلوم نبود که چرا تلآویو به این منطقه حمله کرده، ولی مدتی بعد منابع غیررسمی ادعا کردند که این منطقه یک مرکز هستهای سوریها بوده است. صرفنظر از درستی یا نادرستی این ادعا، برخی منابع میگویند که اطلاعات این مرکز از راه آژانس به اسراییلیها منتقل شده بود. در بین همه کشورهایی که سابقه فعالیتهای هستهای داشتهاند، احتمالاً برزیلیها از همه بهتر عمل کردند. برزیلیها در اوج رویارویی با آژانس بر سر مسأله هستهای میگفتند که بازرسهای آژانس از بخشهای تأسیسات هستهای ممکن است منجر به افشای فناوریهای آژانس شود که برازیلیان مدعی بود برای اولینبار به آنها دست پیدا کرده است. تا مدتها بازرسان آژانس حق نداشتند بخشهایی از سایتهای اتمی برزیل را بازرسی کنند تا اینکه در سال 2004، توافق برزیل با دیدهبان هستهای سازمان ملل به این مناقشه پایان داد.
ایران درصدر لیست
به جرأت میتوان گفت که فعالیتهای هستهای هیچ کشوری به اندازه فعالیتهای هستهای ایران در کانون توجه جامعه بینالمللی و قدرتهای بزرگ نبوده است. نتیجه طبیعی چنین تمرکزی این شده که مخالفان فعالیتهای هستهای ایران حجم گستردهای از ظرفیتهای اطلاعاتی خود را فهم حدود و ثغور تأسیسات و امکانات هستهای جمهوری اسلامی متمرکز کنند. چهارشنبه هفته قبل منابع خبری گزارش کردند که اسراییلیها برای جمعآوری اطلاعات هستهای ایران، یک ماهواره جاسوسی به نام افق -9 به فضا فرستادهاند. شاید این آخرین خبری بود که درباره رصد فعالیتهای هستهای ایران منتشر شد ولی بدون شک نه اولین عملیاتی بود که اسراییلیها انجام دادهاند و نه آخرین اقدام آنها خواهد بود و اقداماتی که البته امکان پیشگیری خاصی هم برای جلوگیری از تکرار آنها نمیتوان تصور کرد.
دیدهبان هستهای یا...!
در ورای همه فعالیتهایی که بازیگران حول و حوش برنامه هستهای ایران انجام میدهند، آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک مورد ویژه است. مدیرکل و کارمندان آژانس طبق اساسنامه موظفند «هیچ سر صنعتی یا اطلاعات محرمانه دیگری که در نتیجه انجام وظیفه رسمی برای آنان مکشوف شده، افشا نکنند.» ولی آیا در عمل اینطور است و کارمندان ساختمان آبی وین همگی فقط مشغول کار فنی هستند؟!
اعتراضات پی در پی ایران که نهایتاً باعث شد تهران ورود دو نفر از بازرسان را ممنوع کند شاید فقط بازتاب بخشی از داستان مشکوکی باشد که طی سالهای اخیر در مقر آژانس اتمی در وین جریان داشته است، داستانی که هشت ساله پرونده هستهای ایران نیز به گرمای آن افزوده است. علی اصغر سلطانیه نماینده ایران در آژانس اواخر سال 1388 طی سخنانی در شورای حکام گفت: ما در مورد حفاظت از مطالب محرمانه نگرانی جدی داریم و در مقاطع مختلف این نگرانی را به آژانس منعکس ساختهایم.
سلطانیه افزود: بسیاری اوقات که ما مطالب محرمانهای را با حفظ رویه طبقهبندی در اختیار بازرسان آژانس قرار میدهیم، ظرف چند ساعت سر از رسانهها در میآورند که این شرایط تأسفباری است. به همین دلیل است که منحصراً بازرسان تعیین شده برای هر کشور حق دارند به اطلاعات محرمانهای که آن کشور به آژانس ارائه میدهد، دسترسی داشته باشند.
نماینده ایران میگوید: در حالی که در حال حاضر تعدادی کارشناسان مواد منفجره که در استخدام موقت دبیرخانه هستند به مطالب محرمانه کشورها ازجمله ایران دسترسی دارند، شما مطلع شدهاید که کارشناسانی عمدتاً از یک کشور دارنده تسلیحات هستهای به طور رایگان در دبیرخانه و در بخش پادمان مشغول کار هستند و به اطلاعات محرمانه دسترسی دارند. این امری بیسابقه است که باید هر چه زودتر متوقف گردد. امیدواریم مدیرکل جدید اقدامات جدی را برای توقف این روند مشکلآفرین اتخاذ کند.
اطلاعاتی که ایران و نمایندگانش بارها از نشت آن صحبت کردهاند و هفته قبل نیز علی اکبر صالحی درباره آنها سخن گفت از کدام قسمت آژانس درز میکند؟ چه کسانی در این روند نقش دارند و به چه ترتیبی این کار را انجام میدهند؟
مرد فنلاندی؛ متهم ردیف اول
اتاقی نسبتاً بزرگ در طبقه دهم ساختمان آبی رنگ آژانس، محلی که معاون فنلاندی یوکیو آمانو، آن را پر از پروندههای هستهای کشورهای مختلف کرده است، پروندههایی قطور که البته بعضی از آنها طبقه بندی شده و برخی هم حاوی اطلاعات معمولی کشورهاست. اکنون دیگر همه در ساختمان آبی وین اولی هاینونن را خیلی خوب میشناسند. او معاون امور پادمانهاست ولی بعضی رسانهها نام رئیس بازرسان هستهای روی او گذاشتهاند. هاینونن ؟ ساله، اصلیتش فنلاندی است، مدتی در مرکز مطالعات هستهای فنلاند مشغول فعالیت بوده ولی تقریباً از سال 1983 در مقر آژانس در وین مشغول به کار است.
او در آژانس با البرادعی آشنا شد و چیزی که این دو را به هم نزدیک کرد سفر چند ماهه به کره شمالی بود که به منظور بازرسی از تأسیسات اتمی یانک بیون انجام شد. همین موضوع باعث شد که البرادعی بعد از رسیدن به سمت مدیرکلی، هاینونن را به عنوان معاون خود در امور پادمانها مشغول به کار کند، جایگاهی که در وین بعد از مدیر کل آژانس بالاترین سمت دیدهبان هستهای سازمان ملل محسوب میشود. پنج سال اول همکاری البرادعی با هاینونن را باید ماه عسل روابط این دو تلقی کرد ولی از سال 2002 که پرونده هستهای ایران به موضوعی بینالمللی تبدیل شد، اختلافات این دو هم آشکارتر گشت.
البرادعی 68 ساله در طول 7 سالی که بین سالهای 2002 تا 2009 در کانون پرونده هستهای ایران قرار داشت، سعی کرد راهی میانه در پیش بگیرد و گزارشهایی که منتشر میکرد، در همان حال که زمینه فشار غربی علیه ایران را فراهم میساخت، به جمهوری اسلامی هم اجازه میداد که فشار غربیها را تعدیل کند.
اما اولی هاینونن بر خلاف رئیسش از همان اول کار، راهی کاملاً متفاوت در پیش گرفت. هاینونن با تکیه بر احاطهای که بر اطلاعات معمول و طبقهبندی شده کشورها طی 27 سال حضور در وین داشت نه تنها روشی را که البرادعی در پیش گرفته بود عقب میزد، بلکه گهگاه به سر پل نشت اطلاعات هستهای ایران با انتشار اطلاعات جهتدار تبدیل میشد. فرضیه ارتباط برنامه هستهای ایران با عبدالقدیر خان پاکستانی اولین بار توسط هاینونن مطرح شد و تا چند سال به پروندهای قطور برای ایران تبدیل شد. اما این فقط قسمتی از ماجراهایی بود که آقای هاینونن برای ایران کلید میزد. اوایل ژوئن 2008 یک دیپلمات غربی فاش کرد که هاینوفن، دیپلماتها و کارشناسان چندین کشور در وین را در اتاق جمع کرده و طی جلسهای محرمانه به آنها گوشزد کرده که ایران درگیر مطالعاتی درباره چگونگی دستیابی به تسلیحات هستهای شده است. گفته میشود هاینونن در این نشست که یک هفته قبل از نشست وقت شورای حکام برگزار شد، از یک سند 15 صفحهای سخن میگفت که آژانس به آن دست یافته بود و به ادعای او نشان میداد ایران مطالعاتی درباره فرآیند تبدیل فلز اورانیوم به کلاهک هستهای انجام داده است. به گفته منابع آگاه هاینونن در این جلسه به حاضران هشدار داد که این اسناد نشان میدهد فعالیتهای هستهای ایران به سطح هشدار رسیده است. چند روز بعد از این جلسه، خبرنگار فرانسه سعی کرد که از هاینونن درباره محتوای این جلسه پرسش کند، او فقط در یک جمله گفته بود :«این جلسه یک جلسه غیررسمی فنی بود!»
تقریباً مدتی بعداز همین جلسه بود که بحث «مطالعات ادعایی»زبان به زبان در بین اعضای شورای حکام چرخید، در گزارشهای آژانس نیز انعکاس پیدا کرد و امریکاییها و اسراییلیها آن را در بوق و کرنا کردند.
زنی همراه با لپ تاپ
ظهر یکی از روزهای ماه می سال 2004 تلفن دفتر آقای هاینونن به صدا درآمد و طبق معمول منشی او به تلفن جواب داد. پشت خط زنی بود که اصرار داشت اطلاعات هستهای ذی قیمتی دارد و میخواهد مستقیماً با هاینونن صحبت کند. بعد از چند بار اصرار، منشی موضوع را با هاینونن در میان میگذارد و هاینونن شخصاً پشت خط با زن سخن میگوید. نحوه گفتن زن و کدهایی که ارائه میکند طوری است که دیپلمات هستهای آژانس قانع میشود که این زن اطلاعاتی قیمتی در دست دارد. طرفین در یک کافه تریا در ساختمان میلینیوم وین قرار ملاقات میگذارند ولی نشستهای بعدی در مکانی امنتر برگزار میشود. مرد شماره دو آژانس خیلی زود قانع میشود که این زن مأمور یا حداقل فرستاده سیا است ولی اطلاعاتی که در قالب لپ تاپ هستهای ارائه شده، به قدری مهیج هستند که هاینونن نمیتواند از آنها چشمپوشی کند. مدتی بعد او این اطلاعات را با هیأتهای نمایندگی حاضر در وین در میان میگذارد و داستانی به نام لپ هستهای به پرونده هستهای ایران اضافه میشود، داستانی که هنوز هم ادامه دارد.
پلیس خوب، پلیس بد
این تنها نمونههایی از گزارشهایی است که از نحوه فعالیتهای هاینونن طی سالهای گذشته از داخل ساختمان هزار توی آژانس در وین به بیرون درز کرده است نحوه عملکرد مرد شماره دو آژانس هستهای در ماههای پایانی حضور البرادعی در آژانس به قدری با او زاویه پیدا کرد که گزارشهایی درباره اختلاف این دو دوست دیرینه نیز منتشر شد، دو دوستی که فعالیتهای هستهای کره شمالی آنها را به هم نزدیک کرد ولی ماه عسلشان با تولید کیک زرد در ایران تلخ شد. در ماههای آخر حضور البرادعی در آژانس، رسانههای اسراییلی از البرادعی به عنوان «پلیس بد» نام میبردند و هاینونن را با لفظ «پلیس خوب» توصیف میکردند.
اکنون یک سال از زمان خروج البرادعی از آژانس میگذرد. یک دیپلمات کرهای به نام یوکیو آمانو طی این مدت بر صندلی البرادعی تکیه زده است. او در این مدت دو گزارش درباره برنامه هستهای ایران به شورای حکام ارائه کرده که در هر دو آنها دو پهلوگوییهای البرادعی را کنار گذاشته و صریحتر از او اعلام موضع میکند. ولی ظاهراً این بیشتر آقای هاینونن امریکا و اسراییلیها هستند که از رکگوییهای آقای آمانو خوشحال میشوند، نه تهران. اشپیگل مدتی قبل در گزارشی درباره تغییر و تحولات آژانس نوشت از زمان تغییر مدیر کل آژانس، تغییرات کمی در اداره پادمانهای آژانس در شهر وین به وقوع پیوسته است. در واقع آژانس یک تغییر بیشتر نکرده، آن هم خروج البرادعی و نشستن یوکیو آمانوی 63 ساله به جای اوست، یوکیو آمانویی که بدون هیچ ابایی باعث گستردهتر شدن معاملههای هاینونن شده است.
اشپیگل در همین گزارش مینویسد: «اگر بخواهیم در دنیای جاسوسی به جز جیمز باند فقط از یک نفر دیگر اسم ببریم، بدون شک او اولی هاینونن است.»
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 176
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4